یا ایهّالعزیز مَسّنا واهلَنا الضُّر وجِئنا ببضاعَة مُزجاة...

 

غم هجران تو ای دوست زمینگیرم کرد

دوری نرگس چشمت زجهان سیرم کرد

من که بی حوصله در وادی عشاق شدم

عبد فرّار بُدم ، عشق تو زنجیرم کرد

شکوه از درد فراقت به خدا عرضه کنم

شاید از باب کرم وصل تو تقدیرم کرد

به گدایی بنشینم همه شب در راهت

بلکه چشمم رخ زیبای تو تصویرم کرد

من که در فصل جوانی به تو روی آوردم

داغ سودای تو بنگر که چنین پیرم کرد

از کران تا به کران جمله به خوابند ولی

مادرم روز ازل حب تو در شیرم کرد

 

الهم عجل لولیک الفرج...